ضياء الدين جرجانى

56

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

ماند . و واجب بر پنج قسم است : 1 . مضيّق 2 . مرتّب 3 . مخيّر 4 . موسّع 5 . فرض بر كفايت و مضيّق آن بود كه واجبى ديگر به جاى او نايستد . و مرتّب آن بود كه تا از بعضى واجبات عاجز نيايد ، وى را نرسد كه آن ديگر كند چون كفارت سوگند كه تا از بنده آزاد كردن يا ده درويش طعام دادن عاجز نيايد يا خانه پوشانيدن ، وى را نرسد كه روزه دارد . مخيّر آن بود كه بعضى واجبات به جاى بعضى بايستد ، چون كفارت روزه كه ميان سه چيز مخيّر بود و آنچه خواهد به جاى آورد . موسّع آن بود كه وى را رسد كه از وقتى فرا وقتى ديگر گذارد . فرض بر كفايت آن بود كه چون بعضى به جاى آرند از ديگران بيفتد ، چون نماز مرده و جواب سلام بازدادن و آنچه بدين ماند . و زشت و قبيح در شرع منكر گويند و نيكى و حسنات را معروف گويند . و قبيح آن بود كه به عقل معلوم شود ، چون دروغ گفتن و ظلم كردن و به هرزه و عبث مشغول شدن و آنچه بدين ماند . و از واجبات بود كه به عقل معلوم شود چون شكر منعم كردن و وام و وديعه بازدادن و بر كارهاى مخوف و ترسناك نظر و انديشه كردن و آنچه بدين ماند . و مندوب آن بود كه به كردنش مستحق ثواب شود ، و به ناكردنش خيرى لازم نيايد ، و مندوب و سنت و نافله و تطوّع همه يكى بود ، ليكن سنت آن را گويند كه مصطفى ( ص ) كرده باشد و امت را بدان فرموده باشد . و مباح آن بود كه بنده را به كردنش و نكردنش خيرى لازم نيايد ، چون خوردن و خفتن و گفتن و آنچه بدين ماند . و بيشتر مباح آن است كه كس چون هشيار و بيدار باشد ،